تبلیغات

با تو بودن از برایم آرزوست

عاشق تنها
عاشق تنها
نفسم می گیرد در هوایی كه نفس های تو نیست ...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

سلام بچه ها من چند ماهی نیستم واقعا دلم براتون تنگ می شه
شما چی دلتون برام تنگ می شه
داخل نظرات دل تنگی ها و احساسات خودتون رو برام بنویسد
تا چند ماه دیگه بای



نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

اگر این شانس رو در زندگی داشتی  که یک سوال از خدا می پرسیدی  که جوابش رو

 می شنیدی   ازش چی می پرسیدی

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




نوشته شده در تاریخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

سلام دوستای گلم

امروز میخوام یه سوال بپرسم جواب سوالم رو تونظرات بدین

 

اگه یه روز یکی بهتون خیانت کنه چکار میکنین؟

 

خیلی دوست دارم عکس العملتون رو بدونم

منتظره جوابتون هستم




نوشته شده در تاریخ دوشنبه سی ام آبان 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

میخواهم امروز با دست دل بر اوراق قلبت سخنی را بنگارم

میخواهم با زبان جان سخنی را بر گوش هستی ات نجوا کنم

سخنی که از قلب برخاسته است و میخوام که بر جان بنشانم

سخنی که از منتهای وجودم بر می خیزد

و می دانم که تا منتهای هستی تو پیش خواهد رفت

گوش کن این صدای قلب من است که می گوید:

تنها سنگ صبور و صیاد دل مــــن تو تنها کسی هستی که بر جانم نشستی

تپش قلبت را در قلب خود احساس میکنم

و عشقی به پهنا و بزرگی گیتی و بلکه فراتر از آن به تو دارم

نازنین یگانه من


نگاهت را از من بر مگیر كه بی آن تنهاترینم

و كلامت را از من دریغ مدار كه       سكوت تو ، لحظه هایم را از هم می درد و لبخندت را از من پنهان نكن كه خنده ات شكوفه های عشقم را به ثمر می رساند گامهایت را استوار ساز و شانه هایت را تكیه گاهم كن

كه بی تو پرپر می شوم از تمام خزانهای نیامده...

 




طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه هجدهم آبان 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

قلب من

قالی خداست

تار و پودش از پر فرشته هاست

پهن کرده او دل مرا

در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب

برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من

از تلاش آفتاب

***

شب که می شود

خدا روی قالی دلم راه می رود

ذوق می کنم

گریه می کنم

اشک من ستاره می شود

هر ستاره ای به سمت ماه میرود

***

یک شبی حواس من نبود ریخت

روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه

سال هاست مانده جای آن جای لکه های اشتباه

***

ای خدا به من بگو

لکه های چرک مرده را کجا خاک می کنند؟

از میان تار و پود قلب


جای جوهر گناه را چطور پاک می کنند؟

***

آه آه از این همه گناه و اشتباه

آه نام دیگر تو است

آه بال می زند به سوی تو

کبوتر تو است

***

قلب من دوباره تند تند می زند

مثل اینکه باز هم خدا

روی قالی دلم قدم گذاشته

در میان رشته های نازک دلم

نقش یک درخت و یک پرنده کاشته

***

قلب من چقدر قیمتی است

چون که قالی ظریف و دست باف اوست

این پرنده ای که لا ی تار و پودش است

هد هد است

می پرد به سوی قله های قاف دوست




طبقه بندی: وب عاشقانه،  عکس عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

لحظه تلخ رفتنه خدا نگهدار عزیزم

دست خودم نیست به خدا اگه برات اشک میریزم

هر جا باشم عکس چشات مثل یه سایه با منه

سکوت لحظه های من با قصه تو میشکنه

ای که تویی بال و پرم منو ببخش باید برم

شگون نداره تو دیگه گریه نکن پشت سرم

تا وقتی که نفس دارم از تو و عشقت میخونم

فراموشت نمیکنم ای پری مهربونم

هرگز به خوبیای تو من پشت پا نمیزنم

از شهر خاطرات تو محاله من دل بکنم




طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ شنبه سی ام مهر 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

یک روز به شیدایی در زلف تو اویزم

     زان دو لب شیرینت صد شور برانگیزم

             گرقصد جفا داری اینک من و اینک سر

                    ورراه وفاداری جان در قدمت ریزم

 بس توبه و پرهیزم کز عشق تو باطل شد

من نیز بدان شرطم کز توبه بپرهیزم

                              سیم دل مسکینم در خاک درت گم شد

                       خاک سر هر کوئی بی فایده می بیزم

                             در  شهر   به  رسوائی  دشمن بدنم برزد

                           مجنون رخ لیلی چون قیس بنی عامر

                         گفتی به غم بنشین یا از سرجان برخیز

                     فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

                 گر بی تو بودجنت بر کنگره ننشینم

             ور با تو بود دوزخ در سلسله اویزم

   با یاد تو گر سعدی در شعر نمی گنجد

 چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم




طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ جمعه یکم مهر 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

پادشاه فصل ها، پاییز

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران

سرودش باد

جامه اش شولای عریانی است

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید

هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نو میدان چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردون سای اینک

خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی

خنده اش خونی است

اشک آمیز جاودان

بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصل ها پاییز....




طبقه بندی: وب عاشقانه،  عکس عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()
گوش کن! می شنوی؟

آهنگم را....

نه از یک آرزوی محال,نه از عشق و جنون!

از همه گل؟ نه!

آهنگ من...عروسک شکسته

گوش کن! می شنوی؟

درست میگوید...عروسک من شکسته است!

اگر نخواهمش کسی با این نقص نمی بردش

گوش کن!می شنوی....

آهنگ رفتن

آهنگ جدائی...





طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()


یه جمله از نهج البلاغه ی مولامون علی (ع)رو تقدیمتون میکنم:


اگر پیر فرتوتی را دست گرفتی و زندگی اش را گرمی بخشیدی

اگر یتیمی را گریان یافتی وبسویش شتافتی تا اشک از گلبرگ

گونه اش بزدایی

اگر لحظه ای غمگین شدی بخاطر از دست رفتن شادیه دیگری...

اگر ساعتی توقف کردی تا کاروان زندگی دیگری سرعت گیرد

آنگاه خوشحال باش و لبخند بزن:

که تو...

یک انسان واقعی هستی

وشادی تو........یک شادی حقیقی



طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

اشک رازیست 
لبخند رازیست 
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی 
نغمه نیستم که بخوانی
یا چیزی چنان که بدانی
 یا چیزی چنان که بنگری
من درد مشترکم
مرا فریاد کن



طبقه بندی: وب عاشقانه، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه هشتم شهریور 1390 توسط عاشق تنها | نظرات ()

گفتی برم، گفتم چرا، گفتی پریشونی بسه

گفتی یكی  دلتنگمه، خیلی برام دلواپسه

گفتی برم، گفتم برو اما نگفتم تا ابد

با رفتنت توی چشام اشك جدایی حلقه زد

تنهام، خیالت پیشمه، زخم دل درویشمه

هر جا بسوزم خاطرت، خاكستر آتیشمه

بی شعله می سوزم ولی ای عشق خاموشم نكن

با من بمون ، با من بمون، هرگز فراموشم نكن

من قلب چاقو خورده ام ، هم زنده ام هم مرده ام

نه هیزمی سوزانده ام، نه آتشی آزرده ام




طبقه بندی: وب عاشقانه، 
(تعداد کل صفحات:22)      1   2   3   4   5   6   7   ...